تبليغاتX
!!!البته قشنگ است
   
!!!البته قشنگ است
تغییر مال انسانه اگر انسان باشیم...
 
 
آرشيو مطالب

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

____________________
مطالب اخير

زمستان...

فیلترو 2

بدو بدو نوبرشو آورده!

محیط دانشگاه در رئال!!!

ایران و سایر دنیا!

من+خودم+خدای خودم=؟؟؟

____________________
پیوند ها

البته قشنگ است!!!

وبلاگ شلم شووربا

زخم کاری خورده(فوسون)

کی فکرشو میکرد؟

مطالعه رایگان!مطعلق به صاحبش(افی)

ناگفته های من.

Coffi Mix

دختر دبیرستانی(نا آرام)

ساقی

29 روز مانه تا خودش(گیل آس)

جام جادویی...

بهترین نام(بهنام)

روزبه و مطالب جنجالی

زن زیادی

گالری کیهان

قالب وبلاگ

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 
 

زمستان...

سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت!

هوا دلگیر.

درها بسته.

سر هادرگریبان.

دستها پنهان

.نفسها ابر.

دلها خسته و غمگین.

درختان اسکلت های بلورآجین.

زمین دلمرده.

سقف آسمان کوتاه.

غبار آلوده مهر و ماه.

زمستان است!

زمستان!!!

 
 

اچ تی تی پی://پکس.بلاگفا.کام

 

htt://pex.blogfa.com

 
 

فیلترو 2

وبلاگ ما هم فیلتر شد اسیدی با ده تا اکانت اومدم نتونست وب لاگمو ببینم!!!مرسی مخابرات جون!!!خ....گ... فکر بد نکنید گفتم یه موقع خار  گل نره تو پات مخابرات جون...م....ج...اینم چیز بدی نبود گفتم ...ما در راه ایران جون میدیم...ک...ت...ک...ن...(کی تو کار مارو لنگ گذاشتی)خطاب به مخابرات و این حرفا دیگه...

 
 

بدو بدو نوبرشو آورده!

فصل فصل بهاره و فصل میوه های نوبر!!!

امشب به اسرار یکی از دوستان که آره نامزدم چاقاله بادوم دوست داره و از این زی زی بازیا! واستادیم از همونا بخریم!!!

کیلویی ۹۰۰۰ تومن! والا گرون فروش محل ما بهترین و ریز ترینشو میده کیلویی ۶۰۰۰ تومن و بد ترینشو ۴۰۰۰ تومن... حالا ایناش بماند که ما سیریش دست فروشه شدیم(من)نه دوست پخمه جونمون...و از زیر زبونش کشیدیم که چاقاله ها رو اگه شهرداری ببره ضرر نمیکنی اونم گفت نه میریزه تو جوب ما هم جمع میکنیم ولی خداییش نگفت دوباره میفروشیم ولی مغازه های جواز دارش(مثل هایدا و اون قضییه ای که تو یکی از پستای پارسال بود)موشه و این حرفا ...با جوازشون اینقدر غیر بهداشتی هستند وای به حال دستفروش اون از نوع گری گوریش...به نظرم اومد از جوب جمع میکنه و میفروشه چون اصلا در بعضی فرهنگا از جوب خوردن اصلا غیر بهداشتی نیست...

تازه گوجه سبزم اومده در سطح تیم ملی...خیلی دوست دارم اما نه نوبرشو...درشت و خوبشو...

خوش بگذره...

 
 

محیط دانشگاه در رئال!!!

ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:



*  سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي

مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه

 يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردمي‌سوزد.


* حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم

 گره زده‌اند و ازپنجره‌ي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم

 است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي مي‌گذرد مي‌آيد و دخترها از

 ترس ملحفه ها را ول مي‌كنند. پليس به طرف او مي‌آيد و چند روز بعد به پسرك

مي‌گويد ما اصلا شما را نديده بوديم.


* سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم

 مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر

 میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا مي‌شوند نه

 كك اين ميگزه نه اون.


* سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشسته‌اند و با تلاش

 زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي

دختره مي نويسند (من خرهستم). (این یکی خیلی با حال بود دیگه)


* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها مي‌سوزه و براي آنها

سوپ مياره.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي مي‌كنند و براي دخترهاي

 دانشجوي همسايه مي‌برند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر مي‌كنند كه اينها ديگه

 آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را مي‌گيرند. غافل از اينكه پسرها...

 
 

 
 

 
 

ایران و سایر دنیا!

اگر گفتید فرق واحد پول ایران و انگلیس چیه؟
در انگلیس شما یك كیف اسکناس می برید و با اوون ماشین می خرید....اما در ایران شما یك ماشین اسكناس می برید و با آن یك كیف می خرید.

اگر گفتید فرق گردش در تهران و پاریس چیه؟
در پاریس هر وقت خواستید گردش كنید از ماشین پیاده می شید و در تهران هر وقت خواستید گردش كنید سوار ماشین می شید.

اگر گفتید فرق یك تخم مرغ در تهران و در مسكو چیه؟
در مسكو اگر تخم مرغ را زیر مرغ بگذارند بعد از 21 روز احتمالا یك جوجه از تخم بیرون می آید....اما در تهران ممكن است از تخم مرغ هر موجودی بیرون بیاید...مثلا یك شتر.


اگر گفتید فرق محل كار ایرانی ها و امریكایی ها چیه؟
مردم امریكا در خانه استراحت می كنند...در اداره كار می كنند و در خیابان تفریح...اما مردم ایران در خانه تفریح می كنند...در اداره استراحت و در خیابان كار.

اگر گفتید فرق یك نویسنده ایرانی با یك نویسنده آلمانی چیه؟
یك نویسنده آلمانی وقتی نوشته هایش چاپ شد معروف می شود و یك نویسنده ایرانی وقتی جلوی چاپ نوشته هایش گرفته شد معروف می شود..

اگر گفتید فرق یك تاجر ایرانی با یك تاجر عرب چیه؟
تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت می شه.... اما تاجر ایرانی از وقتی شناخته شد ناموفق و بد بخت می شه.

اگر گفتید فرق پلیس راهنمایی و رانندگی ایران با جاهای دیگه دنیا چیه؟
در همه جای دنیا وقتی ترافیك ایجاد بشود سرو كله پلیس راهنمایی و رانندگی پیدا می شود...اما در ایران وقتی سرو كله پلیس پیدا می شود ترافیك ایجاد می شود.

اگر گفتید فرق یك آدم موفق در ایران با سایر نقاط جهان چیه؟
در همه جای دنیا وقتی كسی موفق شود همه به او نزدیك می شوند و با او شریك می شوند و به او كمك میكنند ...اما در ایران وقتی كسی موفق شود همه از او فاصله می گیرند و رابطه شان را با او قطع می كنند و جلوی كارش را می گیرند.

اگر گفتید فرق یك زندانی در ایران با یك زندانی در اروپا و امریكا چیه؟
در اروپا و امریكا وقتی كسی زندانی می شود اعتبارش را از دست می دهد...اما در ایران وقتی كسی زندانی می شود اعتبار به دست می آورد.

اگر گفتید فرق سیستم اداری ایران با سیستم اداری كانادا چیه؟
سیستم اداری كانادا چون كار مردم را راه می اندازد و به آنها كمك می كند از مردم پول می گیرد....اما سیستم اداری ایران چون جلوی كار مردم را می گیرد از آنها پول می گیرد.

اگر گفتید تفاوت دشمن در ایران و جاهای دیگر دنیا چیه؟
در همه جای دنیا وقتی آدم دشمن داشته باشد جلوی كارش گرفته می شود....در ایران وقتی آدم ها دشمن داشته باشند تازه انگیزه كار پیدا می كنند.

 
 

من+خودم+خدای خودم=؟؟؟

اول سلام اونم به هیچکس...وبلاگمم هم عین خودم تنها شده...دیگه خواننده ای نداره...خب برا خودم مینویسم...حد اقلش خودم میخونم...

دوم.دم عیده دوباره همه خونه تکونی...خرید.مسافرت......وای یاد بچگیهام افتادم.... ولی الان هیچ کدومش دیگه نیست و نمیخوام هم باشه...دم عید با خانواده ها با فامیلا و دوستان خوش گذروندن...عیدی دادن و گرفتن...دیگه هیچ کدومش نیست...

دروغ چرا؟من از تنهاییم راضی نیستم...فشار میاره...اما ناراضی هم نیستم...حد اقلش اینه که میدونم هیچ وقت گربه ای محض رضای خدا یه موش خوبو نمیگیره...چه برسه به یه موش فکستنی...

یه چیزی برام عجیب بود که اونم دیگه نیست....خیلی ها رو از این مشکلات فراغ دادم...خیلی ها رو یاری دادم و بهشون کمک کردم تا راحت با زندگیشون کنار بیان و الانم خیلیاشون یا بهتر بگم همشون به جاهای قشنگی رسیدن...اما الان که من احتیاج به یه هم دم دارم هیچ کس نیست حتی یک نفر...

اما خدایی هست...خدایی بزرگ...خودم هم هستم من خودم و خدای خودمو دارم...همین کافیه.عادت میکنم...انشاالله و شاید...

من توقعی نداشتم و نخواهم داشت از کسی و هنوز هم که هنوزه اگر کاری و خیری از دستم برای کسی بر بیاد دریغ نخوام کرد...مطمئن باش(خطاب به شخص خودم)...

من توی راه زندگیم کم نمیارم و تمامی پیش آمد ها مواهب الهی بر من هستند +واقع گرایی خودم از آن ها راضی هستم و با شکر باری تعالی بسیار خرسند از زندگی اما واقع بینانه ترش میشه من+خودم+خدای خودم و دیگر هیچ...

ختم جلسه ...

 
 

بعضی وقتا به خودم که خوب نگاه میکنم...میبینم واقعا هیچ کس ارزششو نداره که واسش دل بسوزونیم...واسه دیگران دل بسوزونی...براشون اشک بریزی!تا پای قلبت و به درد اومدن قلبت براشون بری...اونوقت میبینی هیچ ارزشی نداری...ساده تر بگم هیچ که نه اون طوری که باید و شاید ارزش نداری....خداییش ...خداییش طرز فکرمو عوض کنم بهتر نیست فقط برای یک نفر ارزش قائل بودم...الان چند ماهه اون یه نفر هم دیگه شل کردم....دیگه یکی بود یکی نبودیم...شاید یا به قولی حتما عجیبه که من کسی رو تو این دنیا ندارم که منو بخواد و از دور ترین ونزدیک ترین آدمای دور و برم که باهام مرتبطن شاید با نیت یا قصد منافعی با هم در ارتباطیم...یعنی خداییش عجیب نیست...غریب نیست...یه آدم تو این دنیای کبیر فقط خودش باشه و خدای خودش...روزی ۱۰ نفر باهات تماس بگیرن ۱۰۰ نفر ببین تو رو و احوالتو بپرسن...ولی همش با قصد و غرض....نمیتونم حق مطلبو ادا کنم...نمیتونم به وضوح صحبت کنم ولی خیلی وقتا پشتت به جایی قرص نباشه شاید بهتر بتونی تصمیم بگیری...راهتو انتخواب میکنی و به پشت سرت توجه نمیکنی...........

 

زیاد بهش توجه نکنید...زیاد بهم توجه نکنید...شاید من دیگه اون آدم چند سال پیش با اون همه اولدورم قلدرم نباشم و حتما نیستم...ولی حد اقلش اینه که هیچ وقت بد کسی رو نخواستم و نخواهم خواست چه در اون شرایط چه در این شرایط...حد اقلش بی اعتناییه...فوق فوق در یاد ها میمیرم....

در آخر فقط اینو بگم...عمق فاجعه خیلی بالا هست...بیشتر اون چیزی که شوکم کنه...خیلی....

آخر ساله...فشار کار زیاده..فشار زندگی بیشتر...فشار عصبی...فشار در فشار...قرص اعصاب...نه!!!

مواد مخدر..نه!!!خودکشی؟؟؟نه!!! فقط با خودم هستم که متعال میشم...همه رو میشه فراموش کرد الا خودم...

 
 

Weblog Themes By Pars Theme